الگو های تغییر روند


الگوی فنجان (cup and Handle) در تحلیل تکنیکال ارزهای دیجیتال چیست؟

برای فعالیت مداوم در بازار کریپتو و ارزهای دیجیتال و جلوگیری از ضررهای احتمالی، باید روش‌های تحلیل تکنیکال بازار رمزارزها را بشناسید. تحلیل بازار بیشتر از طریق نمودارها و الگوها انجام می‌شود و یکی از الگوهای پرطرفدار در تحلیل بازار رمزارزها، الگوی فنجان یا Cup and Handle است. در این مقاله قصد داریم شما را با این الگوی تحلیلی و نحوه‌ی استفاده از آن آشنا کنیم.

معرفی الگوی فنجان (cup and Handle) در تحلیل رمزارزها

الگوی فنجان و دسته (cup and Handle) یک الگوی تکنیکال است که در نمودارهای قیمت ارزهای دیجیتال یافت می‌شود. این الگو نشان‌دهنده اصلاح یک روند صعودی است و در نهایت به شما سیگنال شروع دوباره و از سرگیری معاملات را می‌دهد. الگوی تحلیلی فنجان به شما می‌گوید که چه زمانی ارز دیجیتال مورد نظرتان را بخرید. این الگو زمان ورود و ریسک را به‌وضوح مشخص می‌کند، اما به دلیل معیارهای حجم پراکنده، تفسیر آن در بازار ارزهای دیجیتال کمی دشوار است.

الگوی قیمت فنجان و دسته در نمودار قیمت اوراق بهادار یک نشانگر تکنیکال بوده که شبیه یک فنجان دسته‌دار است، جایی که فنجان شکل «U» به خود می¬گیرد و دسته، شیب کمی به سمت پایین دارد. الگوی فنجان و دسته به‌عنوان یک سیگنال صعودی در نظر گرفته می‌شود، به‌طوری‌که سمت راست الگو معمولاً حجم معاملات کمتری را تجربه می‌کند. شکل‌گیری این الگو ممکن است به کوتاهی 7 هفته باشد یا تا 65 هفته طول بکشد.

الگوی فنجان و دسته یک الگوی نمودار ترکیبی است که سیگنال صعودی را نشان می‌دهد. در این الگو قیمت‌ها بخشی از روند صعودی قبلی را اصلاح می‌کنند، سپس به سمت قله قبلی بازمی‌گردند و یک «فنجان» را تشکیل می‌دهند. پس از آن، قیمت‌ها به سمتی می‌روند که یک «دسته» را ایجاد می‌کنند. این دسته پس از تکمیل، نشانه‌ای از حرکت ارز دیجیتال به قله‌های جدید است. الگوی Cup and Handle توسط ویلیام اونیل در سال 1988 مطرح شد.

اونیل (William O'Neil) در کتابش با عنوان «چگونه با سهام کسب درآمد کنیم» به معامله‌های رمزارزی و تحلیل با استفاده از الگوی فنجان و دسته اشاره می‌کند. این کارآفرین آمریکای در کتاب «How to Make Money in Stocks» به وضوح می‌گوید که الگوی فنجان در بازار سهام بسیار یافت می‌شود و به‌طور مکرر در بازار ارزهای دیجیتال مورداستفاده قرار می‌گیرد. الگوی فنجان و دسته را می‌توان در بازه‌های زمانی مختلف از نمودارهای ساعتی، هفتگی تا ماهانه پیدا کرد. بااین‌حال این الگو در تایم فریم‌های نمودار روزانه قدرتمندتر است. چند نوع از این الگو وجود دارد، اما الگو های تغییر روند همه آن‌ها ظاهری مشابه دارند.

الگوی فنجان و دسته چه ویژگی‌هایی دارد؟

الگوی تحلیلی فنجان و دسته پس از یک رالی بزرگ قیمتی ظاهر می‌شود. از این الگو زمانی استفاده می‌کنند که بازار کمی مکث کرده تا نفسی تازه کند. الگوی Cup and Handle از پنج مرحله کلیدی تشکیل شده است. چهار مرحله کلیدی اول به شکل‌دهی ساختار نام الگو کمک می‌کنند، زیرا طرح کلی این الگو یک فنجان را با دسته نشان می‌دهد.

پس از یک روند صعودی بزرگ در قیمت ارز دیجیتال بازار شروع به اصلاح می‌کند و نیمه اول فنجان را شکل می‌دهد. اصلاح قیمت معمولاً حدود 30 تا 50 درصد طول روند صعودی قبلی را دنبال می‌کند. بااین‌حال، مواردی وجود دارد که ممکن است اصلاح عمیق‌تری رخ دهد. پس از تشکیل یک کف، قیمت‌ها شروع به افزایش خواهند کرد. در این مرحله، قسمت فنجانی الگو ایجاد شده است.

اکنون که قیمت‌ها به بالاترین سطح قبلی خود نزدیک شده‌اند، معامله‌گران صعودی خرید را متوقف می‌کنند و منتظر می‌مانند تا ببینند آیا نزولی در قیمت رخ می‌دهد یا خیر. معامله‌گرانی که در نزدیکی ارتفاعات قدیمی خرید ارز دیجیتال انجام داده اند، درعین‌حال هم خوشحال و هم عصبانی هستند. آن‌ها از اینکه قیمت‌ها به بالاترین سطح قبلی بازگشته‌اند خوشحال‌اند، اما نگران فروش بعدی خود هستند. در این مرحله سرمایه‌گذاران به‌تدریج ارزهای خود را می‌فروشند و به شکل‌گیری دسته فنجان کمک می‌کنند.

بااین‌حال، رفته‌رفته فروشنده‌ها در بازار کمتر می‌شوند و حجم کل را کاهش می‌دهند. این موضوع باعث می‌شود روند قیمت از پهلوی فنجان تا کمی پایین‌تر به حرکت خود ادامه دهد و دسته فنجان را کامل کند. در انتها الگو شکل فنجان قهوه با دسته در سمت راست را به خود می‌گیرد. با ادامه روند صعودی قبلی، این الگو زمانی تأیید می‌شود که قیمت‌ها از بالاترین حد خود کاهش پیدا کنند. الگوی فنجان و دسته نمی‌تواند بدون یک روند صعودی قبلی وجود داشته باشد.

درنتیجه، این الگو اغلب در بازار ارزهای دیجیتال یافت می‌شود. انواع الگوهای فنجان در تحلیل رمزارزها چند تغییر در الگوی فنجان وجود دارد که سرمایه گذاران رمزارزی باید از آن آگاه باشند. اولین تغییر مربوط به مواقعی است که قسمت دسته الگو بالاتر از ارتفاع قدیمی ایجاد می‌شود. این الگو را «دسته بالا» نیز در نظر می‌گیرند.

الگوی فنجان و دسته بالا

یکی از ویژگی‌های الگوی فنجان و دسته این است که دسته باید در 10 درصد ارتفاع قدیمی شکل بگیرد. گاهی پیش می‌آید که بازار به‌شدت صعودی است و دسته کمی بالاتر از اوج قدیمی قرار می‌گیرد، اما در 10 درصد آن باقی می‌ماند. این موقعیت‌ها به نام دسته بالا در نظر گرفته می‌شوند.

الگوی فنجان و دسته کامل

در نمونه بالا یک فنجان با دسته بلند را بیان کردیم. در آن الگو دسته به‌جای پایین، در بالای ارتفاع قدیمی شکل می‌گیرد. نتیجه الگو در جایی که یک شکست جزئی بالاتر است یکسان باقی می‌ماند، اما پس‌ازآن قیمت‌ها با کاهش حجم معامله می‌شوند تا دسته را تشکیل دهند. این الگو زمانی تأیید می‌شود که بازار از بالاترین قیمت دسته به سمت پایین می‌آید و دسته کامل را شکل می‌دهد.

الگوی فنجان و دسته روزانه

زمانی که ویلیام اونیل برای اولین بار الگوی فنجان و دسته را شناسایی کرد، تمرکز او بر فریم‌های زمانی نمودار روزانه بود. اکنون که نرم‌افزار نمودار گیری دسترسی به نمودارهای روزانه را آسان کرده است، تغییراتی در این الگو ظاهر شده، به‌طوری‌که می‌توان آن را در بازه‌های زمانی نمودار روزانه پیدا کرد.

الگوی فنجان و دسته به ما چه می‌گوید؟

ازآنجایی‌که سهامی که این الگو را تشکیل می‌دهد، قله‌های قدیمی را آزمایش می‌کند، احتمالاً تحت فشار فروش سرمایه‌گذارانی قرار می‌گیرد که قبلاً در آن سطوح خرید کرده‌اند. فشار فروش احتمالاً باعث تثبیت قیمت با تمایل به روند نزولی برای یک دوره چهار روز تا چهار هفته می‌شود، قبل از اینکه به سمت بالاتر حرکت کند. فنجان و دسته یک الگوی ادامه‌دار صعودی در نظر گرفته می‌شود و برای شناسایی فرصت‌های خرید کاربرد دارد.

نمونه‌ای از نحوه استفاده از فنجان و دسته

فرض کنید یک سفارش توقف خرید کمی بالاتر از خط روند بالای دسته قرار می‌دهید. اجرای سفارش تنها در صورتی باید رخ دهد که قیمت مقاومت الگو را بشکند. معامله گران ممکن است نوسان بیش‌ازحد را تجربه کنند و با استفاده از یک ورودی تهاجمی وارد یک بازار نزولی کاذب شوند. از طرف دیگر، منتظر بمانید تا قیمت ارز دیجیتال در بالای خط روند بالای دسته بسته شود، سپس یک سفارش محدود را کمی پایین‌تر از سطح شکست الگو قرار دهید. در صورت کاهش قیمت سعی کنید مقداری ارز بخرید. اگر قیمت به رشد خود ادامه دهد و عقب ننشیند می‌توانید سود زیادی کسب کنید.

هدف سود با اندازه‌گیری فاصله بین کف فنجان و سطح شکست الگو و افزایش آن فاصله به سمت بالا از شکست تعیین می‌شود. به‌عنوان‌مثال، اگر فاصله بین سطح شکستن کف و دسته 20 نقطه باشد، هدف سود 20 نقطه بالاتر از دسته الگو قرار می‌گیرد. بسته به تحمل ریسک معامله‌گر و نوسانات بازار، سفارش‌های توقف ضرر ممکن است در زیر دسته یا زیر فنجان قرار بگیرند. حال بیایید یک مثال تاریخی واقعی را در نظر بگیریم که در اکتبر 2002 در بورس سهام نزدک (بورس آمریکا) نزدیک به 13 دلار عرضه شد و پنج سال بعد به 154 دلار رسید.

محدودیت‌های الگوی فنجان و دسته

مانند همه اندیکاتورهای تکنیکال، فنجان و دسته باید در هماهنگی با سیگنال‌ها و نشانگرهای دیگر قبل از تصمیم‌گیری در مورد معامله استفاده شوند. در الگوی فنجان و دسته محدودیت‌های خاصی توسط تعدادی از معامله گران شناسایی شده است. اولین مورد این است که ممکن است مدتی طول بکشد تا الگو به‌طور کامل شکل بگیرد. این موضوع می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های دیرهنگام شود. درحالی‌که از یک ماه تا یک سال زمان معمولی برای شکل‌گیری یک فنجان و دسته وجود دارد، ممکن است این الگو خیلی سریع اتفاق بیفتد یا چندین سال طول بکشد تا خودش را ثابت کند.

موضوع دیگر مربوط به عمق بخش انتهای فنجان است. گاهی اوقات یک فنجان کم‌عمق‌تر می‌تواند یک سیگنال باشد، درحالی‌که یک فنجان عمیق می‌تواند یک سیگنال نادرست ایجاد کند. گاهی پیش می‌آید که فنجان بدون دسته مشخص تشکیل شود. درنهایت، یک محدودیت مشترک در بسیاری از الگوهای تکنیکال این است که در سهام غیر نقد شونده معمولا قابل‌اعتماد نیستند. به‌طورمعمول فنجان دارای یک مکث یا دوره تثبیت در انتهای فنجان است، جایی که قیمت به طرفین حرکت می‌کند یا یک ته گرد را تشکیل می‌دهد. این نشان می‌دهد که قیمت ارز به سطح حمایت رسیده و نمی‌تواند از آن پایین‌تر بیاید. این اتفاق به بیشتر شدن شانس افزایش قیمت پس از شکست کمک می‌کند.

یک V-bottom (انتهای فنجان V شکل) که در آن قیمت کاهش می‌یابد و سپس به‌شدت افزایش می‌یابد، ممکن است یک فنجان را تشکیل دهد. برخی از معامله گران این نوع فنجان‌ها را دوست دارند، درحالی‌که برخی دیگر از آن‌ها اجتناب می‌کنند. اگر روند صعودی باشد و فنجان و دسته در وسط آن روند شکل بگیرد، سیگنال خرید مزیت بیشتری از روند کلی دارد. در این مورد، به دنبال یک روند قوی باشید که به سمت فنجان و دسته می‌رود. برای اطمینان بیشتر به دنبال ته فنجان باشید تا با سطح حمایت طولانی‌مدت، مانند خط روند رو به افزایش یا میانگین متحرک هماهنگ شود.

اگر فنجان و دسته پس از یک روند نزولی شکل بگیرد، می‌تواند نشانه معکوس شدن روند باشد. برای بهبود شانس الگو که منجر به معکوس شدن واقعی می‌شود، به دنبال امواج نزولی قیمت باشید تا به سمت فنجان و دسته کوچک‌تر بروید. امواج کوچک‌تر و پایین‌تر که به سمت فنجان و دسته می‌روند، شواهدی را نشان می‌دهند که فروش کاهش می‌یابد. بنابراین در صورت شکسته شدن قیمت در بالای دسته احتمالاً حرکت صعودی را شاهد خواهید بود.

سوالات متداول

چگونه الگوی فنجان و دسته را پیدا کنیم؟

سناریویی را در نظر بگیرید که در آن یک سهام اخیراً پس از حرکت قابل‌توجه به بالاترین حد خود رسیده، اما از آن زمان اصلاح شده و تقریباً 50 درصد سقوط کرده است. در این مرحله، سرمایه‌گذار می‌تواند سهام را خریداری کند و پیش‌بینی کند که به سطوح قبلی بازگردد. پس‌ازآن، سهام مجدداً رشد می‌کند و سطوح مقاومت بالای قبلی را آزمایش می‌کند و سپس به یک روند جانبی سقوط می‌کند. در آخرین مرحله الگو، سهام از این سطوح مقاومت فراتر می‌رود و 50 درصد بالاتر از بالاترین حد قبلی خود قرار می‌گیرد.

بعد از یک فنجان و الگوی دسته چه اتفاقی می‌افتد؟

اگر الگوی فنجان و دسته تأیید شود، با حرکت صعودی قیمت به سمت بالا همراه خواهد شد. شما می‌توانید یک هدف قیمت را بر اساس اندازه فنجان انتخاب کنید، اما پیش‌بینی اینکه بعد از شکست اولیه از الگوی فنجان و دسته چه اتفاقی خواهد افتاد کمی دشوار است. برای درک بهتر از اینکه بعد از الگوی فنجان و دسته چه اتفاقی می‌افتد باید یک بازه زمانی بزرگ‌تر را در نظر بگیرید.

آشنایی با الگوهای قیمتی در تجزیه و تحلیل تکنیکال

در تجزیه و تحلیل تکنیکال ، تغییرات روند صعودی و نزولی اغلب توسط الگوهای قیمت مشخص می شود. اگر بخواهیم تعریفش کنیم ، الگوی قیمت یک پیکربندی قابل تشخیص از حرکت قیمت است که با استفاده از یک سری خطوط روند و / یا منحنی ها مشخص می شود. هنگامی که یک الگوی قیمت سیگنالی از تغییر جهت روند باشد ، به عنوان الگوی بازگشت یا ریورسال (reversal pattern) شناخته می شود. یک الگوی ادامه دهنده (continuation pattern) هنگامی رخ می دهد که روند بعد از یک مکث کوتاه در مسیر فعلی خود ادامه یابد. تحلیلگران تکنیکال مدتهاست که از الگوهای قیمت برای بررسی حرکات جاری و پیش بینی حرکات آینده بازار استفاده می کنند.

خطوط روند (Trendlines) در تحلیل تکنیکال

از آنجا که الگوهای قیمت با استفاده از یک سری خطوط / یا منحنی ها مشخص می شوند ، درک خطوط روند و دانستن نحوه ترسیم آنها مفید است. خطوط روند (Trendlines) به تحلیلگران تکنیکال کمک می کند مناطق پشتیبانی (support) و مقاومت (resistance) را در نمودار قیمت مشخص کنند. خطوط روند خطوط مستقیمی هستند که با اتصال یک سری قله های نزولی (افزایش ها) یا فرورفتگی های صعودی (کاهش ها) در نمودار ترسیم می شوند. خط روندی که به سمت بالا حرکت می کند یا خط روند صعودی ، در جایی اتفاق می افتد که قیمت ها (higher high) و (higher low) را تجربه می کنند. خط روند صعودی با اتصال به کف صعودی ترسیم می شود. برعکس ، یک روند که دارای زاویه ای رو به پایین باشد ، یک خط روند نزولی نامیده می شود ، و این مورد در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها سطح (lower high) و (lower low) را تجربه می کنند.

بسته به این که چه بخشی از نوار قیمت برای “اتصال نقاط” استفاده شود ، روندهای مختلف از نظر ظاهری متفاوت خواهند بود. در حالی که نظرات مختلفی در مورد اینکه از کدام قسمت از نوار قیمت باید استفاده شود وجود دارد ، بدنه کندل بار – و نه فتیله های نازک در بالا و زیر بدنه شمع – غالباً نمایانگر جایی است که اکثر حرکات قیمت در آنجا اتفاق افتاده است و بنابراین ممکن است نقاط دقیق تری را برای ترسیم خط روند ارائه دهد ، به خصوص در نمودارهای بین روزی که “نقاط دور افتاده” (نقاط داده که خارج از محدوده “عادی” قرار دارند) ممکن است در آن وجود داشته باشند. در نمودارهای روزانه ، نمودارها اغلب از قیمت های بسته شدن (closing price) به جای اوج یا کف ، برای ترسیم خط روند استفاده می کنند ، زیرا قیمت های بسته شدن نماینده معامله گران و سرمایه گذارانی است که مایل به نگه داشتن یک موقعیت یک شبه یا طی آخر هفته یا تعطیلات بازار هستند. خطوط روند دارای سه یا چند نقطه ، به طور کلی معتبرتر از مواردی هستند که فقط بر اساس دو نقطه ایجاد شده اند.

۱ – روند صعودی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها در حال ایجاد (higher high) و (higher low) باشند. خطوط روند صعودی حداقل دو تا از کف ها را به هم متصل می کنند و سطح پشتیبانی پایین تر از قیمت را نشان می دهند.

۲ – روند نزولی در شرایطی اتفاق می افتد که قیمت ها در حال ایجاد (lower high) و (lower low) باشند. خطوط روند نزولی حداقل دو مورد از اوج ها را به هم متصل می کنند و سطح مقاومت بالاتر از قیمت را نشان می دهند.

۳ – (Consolidation) یا بازار جانبی (sideways market) ، در جایی اتفاق می افتد که قیمت بین یک دامنه افزایش و کاهش ، بین دو خط روند موازی و اغلب افقی در حال نوسان باشد.

الگوهای ادامه دهنده (Continuation Patterns)

الگوی قیمتی که نشانگر وقفه موقت از یک روند موجود است ، به عنوان یک الگوی ادامه دهنده شناخته می شود. یک الگوی ادامه دهنده را می توان به عنوان یک توقف در طول روند غالب تصور کرد – زمانی که گاوها در طی روند صعودی مکث می کنند ، یا وقتی خرس ها برای یک لحظه در روند نزولی استراحت می کنند. در حالی که الگوی قیمت در حال شکل گیری است ، هیچ راهی برای حدس این که روند ادامه خواهد یافت یا بازگشتی اتفاق می افتد وحود ندارد. به همین ترتیب ، باید هنگام استفاده از خطوط روند برای ترسیم الگوی قیمت به این که شکست قیمت بالاتر یا پایین تر از منطقه ادامه دهنده اتفاق می افتد ، توجه داشته باشید . تحلیلگران تکنیکال معمولاً توصیه می کنند تا زمانی که بازگشت تأیید نشده باشد ، تصور کنید که روند ادامه خواهد داشت. به طور کلی ، هرچه الگوی قیمت بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگ تر باشد ، به محض شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از منطقه ادامه دهنده، حرکت بیشتر می شود.

اگر قیمت در روند خود ادامه یابد ، الگوی قیمت به عنوان الگوی ادامه دهنده (continuation pattern) شناخته می شود. الگوهای ادامه دهنده معمول عبارتند از:

الگوی پرچم سه گوش (Pennant) ، که با استفاده از دو خط روند همگرا ترسیم شده است

الگوی پرچم (Flag) ، که با دو خط روند موازی ترسیم شده است

الگوی کنج (Wedge) ، که با دو خط روند همگرا ، که در آن هر دو زاویه ای به بالا یا پایین دارند ترسیم شده است

الگوی پرچم سه گوش (Pennant)

الگوهای پرچم سه گوش با دو خط روند ترسیم می شوند که در نهایت به هم می رسند. یکی از ویژگی های اصلی الگوهای پرچم سه گوش این است که خط روند به دو جهت حرکت می کند – یعنی یکی در روند نزولی و دیگری در روند صعودی حرکت می کند. شکل ۱ نمونه ای از یک پرچم سه گوش را نشان می دهد. غالباً ، در هنگام شکل گیری الگوی پرچم سه گوش ، حجم معاملات کاهش می یابد و هنگام خروج قیمت از الگو حجم معاملات افزایش می یابد.

نمودار قیمت قرارداد آتی ۱ دقیقه ای e-mini Russell 2000 که الگوی قیمت پرچم سه گوش ادامه دهنده را نشان می دهد. منبع: TradeStation.

الگوی پرچم (Flag)

الگوهای پرچم با استفاده از دو خط روند موازی ساخته می شوند که می توانند شیب صعودی ، شیب نزولی یا جانبی (افقی) داشته باشند. به طور کلی ، پرچمی که دارای شیب صعودی است به عنوان وقفه در یک بازار با روند نزولی ظاهر می شود. پرچمی با شیب نزولی و رو به پایین ، وقفه ای را در طی یک بازار روند صعودی نشان می دهد. به طور معمول ، تشکیل پرچم با دوره ای از کاهش حجم معاملات همراه است ، و با خارج شدن قیمت از الگوی پرچم ، حجم معاملات مجددا به حالت قبل از الگو بازمی گردد.

الگوی کنج (Wedge)

الگوهای کنج شبیه به الگوی پرچم سه گوش هستند زیرا با استفاده از دو خط روند همگرا ترسیم می شوند. با این حال ، ویژگی اصلی الگوی کنج این است که هر دو خط روند در حال حرکت در یک جهت هستند ، یا به سمت بالا و صعودی یا به سمت پایین و نزولی. الگوی کنجی که زاویه ای به سمت پایین دارد ، وقفه ای را در طول روند صعودی نشان می دهد. کنجی که زاویه ای به سمت بالا دارد ، وقفه موقتی را در طی سقوط بازار نشان می دهد. همانند الگوهای پرچم سه گوش و پرچم ، میزان معمول حجم در هنگام شکل گیری الگوی کنج نیز کاهش می یابد ، حجم معاملات تنها در صورت شکسته شدن قیمت بالاتر یا پایین تر از الگوی کنج افزایش می یابد.

الگوی مثلث (Triangle)

الگوهای مثلث از محبوب ترین الگوهای نمودار مورد استفاده در تحلیل تکنیکال هستند زیرا آنها در مقایسه با سایر الگوها به دفعات در نمودارهای مختلف شکل می گیرند. سه الگوی متداول مثلث شامل مثلث های متقارن (symmetrical triangles)، مثلث های صعودی (ascending triangles) و مثلث های نزولی (descending triangles) هستند. شکل گیری این الگوهای نمودار می توانند از دو هفته تا چند ماه ادامه داشته باشند.

الگوهای مثلث های متقارن (symmetrical triangles) وقتی اتفاق می افتند که دو خط روند به یکدیگر نزدیک می شوند و فقط نشان می دهند که احتمال وقوع یک شکست وجود دارد – و جهت را نشان نمی دهند و فقط زمانی که یکی از خطوط بالا یا پایین عبور کرد و شکست تایید شد باید مطابق روند ایجاد شده تصمیم معاملاتی را گرفت. الگوی مثلث های صعودی (ascending triangles) دارای خط روند افقی در بالا و یک خط روند صعودی در پایین مثلث است و نشان می دهد که به احتمال زیاد شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق می افتد ، در حالی که مثلث های نزولی (descending triangles) دارای یک خط روند افقی در پایین و یک خط روند نزولی در بالای مثلث هستند که نشان می دهد به احتمال زیاد شکست قیمت به سمت پایین مثلث اتفاق خواهد افتاد. بزرگی شکست ها به سمت بالا (breakouts) یا شکست ها به سمت پایین (breakdowns) معمولاً برابر با ارتفاع سمت چپ عمودی مثلث است ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

A broken symmetrical triangle pattern on the chart of FXY.

الگوی فنجان و دسته (Cup and Handles)

فنجان و دسته یک الگوی ادامه دهنده صعودی است که در آن روند صعودی متوقف شده است ، اما با تایید این الگو ادامه خواهد یافت. قسمت “فنجان” الگو باید به شکل “U” باشد که بیشتر شبیه به انحنای کف یک کاسه یا فنجان است بنابراین نباید به شکل “V” با اوج های برابر در هر دو طرف فنجان باشد. “دسته” در سمت راست فنجان به شکل یک پولبک (pullback) كوتاه كه شبیه به الگوی نمودار پرچم یا پرچم سه گوش است ، شکل می گیرد. پس از تکمیل این الگو ، دارایی مورد نظر ممکن است به سطوح جدید صعود کند و به سقف های جدید دست باید و روند خود را از از قسمت بالاتری ادامه دهد. یک الگوی فنجان و دسته در شکل زیر نشان داده شده است.

cup and handle with stop loss and entry point

الگوی فنجان و دسته با نقاط (Buy Point) و (Stop Loss) منبع: TradingView.com

الگوهای بازگشت یا ریورسال (Reversal Patterns)

الگوی قیمتی که نشانگر تغییر در روند غالب است به عنوان یک الگوی بازگشت شناخته می شود. این الگوها نشانگر دوره هایی است که از قدرت گاوها یا خرس ها کاسته شده است. با شکل گیری این الگو ، روندی که از قبل ایجاد شده متوقف می شود و سپس به مسیر جدیدی که از سمت مخالف (گاو یا خرس) قدرت گرفته است وارد می شود. به عنوان مثال ، یک روند صعودی که توسط خریداران مشتاق یا گاوها پشتیبانی می شود ، می تواند با یک الگوی بازگشتی متوقف شود ، که فشار هر دو گاو و خرس را نشان می دهد ، و در نهایت خرس ها یا فروشندگان برنده می شوند و این منجر به تغییر روند به نزولی می شود. بازگشت های قیمت که در سقف بازار اتفاق می افتند به عنوان الگوهای توزیعی (distribution patterns) شناخته می شوند ، در این شرایط دارایی مورد معامله در بازار با اشتیاق بیشتری نسبت به میزان خریداری شده به فروش می رسد. در مقابل ، بازگشت های قیمتی که در کف بازار اتفاق می افتند به عنوان الگوهای ذخیره (accumulation patterns) شناخته می شوند ، در این شرایط دارایی مورد معامله در بازار فعال تر از هنگام فروش خریداری می شود. همانند الگوهای ادامه دهنده ، هر چه شکل گیری این الگو بیشتر طول بکشد و حرکت قیمت در این الگو بزرگتر باشد ، به محض شکست قیمت به بالا ، احتمال ایجاد حرکت بزرگتری وجود دارد.

هنگامی که قیمت پس از وقفه ای بازمی گردد ، الگوی قیمت به عنوان الگوی بازگشت (reversal pattern) شناخته می شود. نمونه هایی از الگوهای معمول بازگشت عبارتند از:

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders) ، نشان دهنده دو حرکت کوچک تر قیمت است که دو طرف یک حرکت بزرگ تر را در بر گرفته است

الگوی سقف دوقلو (Double Tops) ، نمایانگر یک موج افزایشی قیمت کوتاه مدت است که پس از آن یک موج دیگر در تلاش برای شکست مقاومت موج قبلی ناکام می ماند

الگوی کف دوقلو (Double Bottoms) ، نشان دهنده یک موج کاهشی قیمت است که پس از آن یک موج کاهشی دیگر در تلاش برای شکستن حمایت موج قبلی ناکام می ماند.

الگوی سر و شانه (Head and Shoulders)

الگوهای سر و شانه ها می توانند در سقف یا کف بازار شکل بگیرند ، این الگو شامل سه موج (قله یا یک فرورفتگی) است : یک موج اولیه ، که با موج دوم که از موج اولی بزرگ تر است ادامه پیدا می کند و در نهایت با یک موج سوم که از موج دوم کوچک تر است و مشابه موج اول است تکمیل می شود. روند صعودی که توسط الگوی اوج سر و شانه قطع می شود ، ممکن است بازگشت روند را تجربه کند ، و در نتیجه به روند نزولی تغییر کند. برعکس ، روند نزولی که منجر به الگوی سر و شانه (یا یک سر و شانه های معکوس) شود ، احتمالاً بازگشت روند به سمت صعودی را تجربه خواهد کرد. خطوط روند افقی یا کمی شیب دار را می توان با اتصال کف ها یا سقف ها ، و قله ها و فرورفتگی هایی که بین سر و شانه ها وجود دارد ، ترسیم کرد ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است. در حین تکمیل الگو ، پس از شکسته شدن قیمت در بالا (در الگوی سر و شانه ها در کف) یا پایین (در الگوی سر و شانه ها در اوج) خط روند ، ممکن است حجم معاملات کاهش یابد.

الگوی کف سر و شانه ها در نمودار روزانه ULTR ، که در اینجا با یک خط افقی نشان داده شده است که سطح مقاومت را نشان می دهد. پس از شکسته شدن ، بازگشت بازار نشان داده می شود. منبع: TradeStation.

الگوی سقف دوقلو (Double Tops)

الگوی کف و سقف دوقلو نشان دهنده مناطقی است که بازار دو تلاش ناموفق برای شکستن سطح پشتیبانی یا مقاومت داشته است. در مورد سقف دوقلو ، که اغلب مانند حرف M به نظر می رسد ، فشار اولیه تا رسیدن به سطح مقاومت ، همراه با تلاش دومی که پس از آن ایچاد شده و شکست خورده دیده می شود و در نتیجه بازگشت روند اتفاق می افتد. از طرف دیگر ، کف دوقلو مانند حرف W ظاهر می شود و هنگامی رخ می دهد که قیمت سعی کند از سطح پشتیبانی قبلی گذر کند ولی در این کار موفق نمی شود و برای بار دوم نیز تلاش ناموفقی برای ورود به سطح پشتیبانی خواهد داشت. این امر اغلب منجر به بازگشت روند می شود ، همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است.

الگوی کف و سقف سه قلو (Triple tops and bottoms) الگوهای بازگشتی هستند که به اندازه الگوهای سر و شانه ها و یا سقف دوقلو یا کف دوقلو چندان متداول نیستند. اما ، آنها نیز به روشی مشابه عمل می کنند و می توانند یک سیگنال تجاری قدرتمند برای بازگشت روند باشند. این الگوها زمانی شکل می گیرند که قیمت سه بار سطح حمایت یا مقاومت مشابه را آزمایش می کند و قادر به شکستن آن نیست.

الگوی کف سر و شانه ها در نمودار روزانه ULTR ، که در اینجا با یک خط افقی نشان داده شده است که سطح مقاومت را نشان می دهد. پس از شکسته شدن ، بازگشت بازار نشان داده می شود. منبع: TradeStation.

شکاف ها (Gaps)

شکاف ها هنگامی رخ می دهند که بین دو دوره معاملاتی فضای خالی وجود داشته باشد که ناشی از افزایش یا کاهش قابل توجه قیمت است. به عنوان مثال ، یک سهم ممکن است در یک روز معاملاتی در قیمت $ ۵٫۰۰ بسته شود و بعد از درآمدهای مثبت ، با اختلاف قیمت ۷٫۰۰ دلار بازگشایی الگو های تغییر روند شود. سه شکاف اصلی وجود دارد: شکاف های گسست (Breakaway gaps) ، شکاف های فرار (runaway gaps) و شکاف های خستگی (exhaustion gaps) . شکاف های گسست در آغاز یک روند شکل می گیرند ، شکاف های فرار در وسط یک روند شکل می گیرند و شکاف های خستگی نشان از پایان قریب الوقوع یک روند دارند.

نتیجه گیری

الگوهای قیمت اغلب وقتی پیدا می شوند که قیمت “دچار وقفه می شود و به اصطلاح استراحت می کند” ، و نشانگر مناطقی است که می توانند منجر به ادامه یا بازگشت روند غالب شوند. خطوط روند در شناسایی این الگوهای قیمت مهم هستند که می توانند در قالب هایی مانند پرچم (flags) ، پرچم های سه گوش (pennants) و سقف دوقلو (double tops) ظاهر شوند. حجم معاملات در این الگوها نقش مهمی ایفا می کند ، حجم اغلب در هنگام شکل گیری الگو کاهش می یابد ، و با شکست قیمت از الگو افزایش می یابد. تحلیلگران تکنیکال اغلب برای پیش بینی حرکات قیمت آینده ، از جمله ادامه روند و بازگشت ، الگوهای قیمت را دنبال می کنند.

اصول الگوهای نزولی

اصول الگوهای نزولی

در این مطلب از سری مباحث آموزش تحلیل تکنیکال قصد داریم تا به بررسی الگوی گنبد تحتانی یا Tower Bottom بپردازیم که از انواع الگوهای سه شمعی محسوب می گردد که خود در زمره ی الگوهای برگشتی قرار گرفته و زمانی که قیمت ها دچار افت شوند بوجود می آید. معمولا زمانی الگوی گنبد تحتانی کامل خواهد شد که شمع های نزولی، چندین شمع با اندازه های یکسان و یک شمع بزرگ صعودی کوچک شوند. اجزای تشکیل دهنده ی دو طرف گنبد طبق آموزش تحلیل تکنیکال عبارتند از:

سمت راست: شمع های صعودی

سمت چپ: شمع های نزولی

و در کف گنبد هم شمع های کوچک قرار گرفته اند.

آموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال، اجزای ساختاری الگوی گنبد تحتانی

اصول مورد استفاده در الگوهای نزولی از دیدگاه آموزش تحلیل تکنیکال

در آموزش تحلیل تکنیکال آورده شده که در انتهای روند صعودی، یک، دو یا سه شمع (کندل) الگوهای نزولی برگشتی (Bearish) را شکل می دهند که به ما سیگنال تغییر روند از حالت صعودی به نزولی را ارسال می کنند. در ادامه ی این سری مباحث به ترتیب الگوهای نزولی تک و ترکیبی را مشاهده خواهیم کرد.

بررسی انواع الگوهای تک شمعی در آموزش تحلیل تکنیکال

اولین نوع الگوی تک شمعی که در این قسمت قصد داریم بررسی کنیم، الگوی مرد دارآویخته یا Hanging Manمی باشد که به عنوان یک الگوی نزولی در انتهای روند صعودی شکل می گیرد که همانند هر الگوی دیگری، یک سری خصوصیات را دربرگرفته است که شامل؛ سایه ی پایینی بلند، سایه ی بالایی کوتاه (یا نبود سایه ی بالایی) همراه با بدنه ای که ماکزیمم 2/1 سایه ی پایینی است. رنگ بدنه در این نوع الگو اهمیت چندانی ندارد اما رنگ مشکی برای بدنه ی نزولی به معنای قدرت بیشتر الگوی مذکور به منظور برگشت روند، طبق مطالب قبلی بیان شده در آموزش تحلیل تکنیکال می باشد.

آموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال، بررسی الگوی مرد دارآویخته

همانطور که در مطلب بالا از آموزش تحلیل تکنیکال مشاهده کردید، یکی از ویژگی های الگوی مرد دارآویخته، سایه ی بلند پایینی بود که این ویژگی یعنی افراد فروشنده در روز معامله برای کم کردن قیمت سهم نیرومند شده اند. با این وجود افراد خریدار باز هم می توانند تا نزدیکی قیمت شروع روز معامله، قیمت را افزایش دهند. با این حال روند صعودی قدرتمند نیست.

برای اینکه مطمئن شویم روند صعودی قدرتمند نیست باید منتظر بمانیم تا تغییر حتمی روند تأیید شود. زمانی این تأیید را مشاهده خواهیم کرد که در روز معاملاتی آتی، شمع نزولی یا کاهشی در موقعیتی پایین تر از الگوی شمع مرد دارآویخته شکل گیرد. اگر چنین اتفاقی رخ ندهد این الگو معتبر نخواهد بود.

طبق آموزش تحلیل تکنیکال، برای اینکه الگوی مرد دارآویخته تأیید شود باید نکات زیر را مدنظر قرار داد:

  • در الگوی مذکور، سایه ی بالایی یا حتی بسیار کوچک دیده نمی شود.

بر اساس آموزش تحلیل تکنیکال موقعیت بدنه ی این نوع الگوی شمعی باید در قسمت بالایی محدوده ای باشد که الگوی شمعی در آن نوسان دارد. این بدنه هم می تواند از نوع صعودی و هم صعودی سرسخت باشد اما کندل نزولی در مقایسه با نوع صعودی، ارجحیت دارد.

  • میزان ارتفاع سایه ی پایین حداقل باید در مقایسه با بدنه ی شمع، 2 برابر باشد.
  • در طی 20 جلسه ی معامله ای که گذشته، باید ارتفاع بدنه ی شمع معادل 30% میانگین ارتفاع بدنه ی شمع ها باشد.
  • 3 جلسه ی معاملاتی قبلی باید دارای روند صعودی باشند.

بررسی روانشناسی الگوی مرد دارآویخته از دیدگاه آموزش تحلیل تکنیکال

الگوی شمعی مذکور حتما باید توسط روز دوم تأیید شود که به کمک روانشناسی بازار که در آموزش تحلیل تکنیکال آورده شده توضیح داده خواهد شد. به طور معمول روزهایی که قیمت باز و بسته می شود، فعال ترین بخش یک روز معامله ای هستند. به دلیل اینکه در الگوی مرد دارآویخته، باز و بسته شدن قیمت در قسمت فوقانی شمع رخ می دهد، بر طبق این مورد، در صورتی افراد معامله کننده ای که تصمیم به خرید در قیمت های باز و بسته شدن گرفته اند متضرر می شوند که در روز معامله ای بعدی، شاهد افت قیمت باز شدن باشیم. طبق آموزش تحلیل تکنیکال، زمانی الگوی مرد دارآویخته تأیید می گردد که افراد معامله کننده در قیمت باز و یا نزدیک به قیمت های الگو، مخصوصا در شرایطی که شکست در خط روند صعودی رخ داده باشد؛ برای اینکه بیشتر از این ضرر نکنند دست به فروش بیشتر می زنند که خود این واکنش وابسته به نحوه ی تشکیل شمع نزولی دارد.

آموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال، تأیید الگوی مرد دارآویخته با تشکیل کندل نزولی در موقعیت پایینی الگو، سنگ آهن گل گهر

آموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال، از اعتبار ساقط شدن الگوی مرد دارآویخته در رابطه با پتروشیمی زاگرس

طبق نمودار بالا از آموزش تحلیل تکنیکال ، دائما بسته شدن قیمت در روند بالاتر از الگوی شمع مرد دارآویخته است. با این وجود در روزهای آتی هم بسته شدن شمع های صعودی در موقعیتی بالاتر الگوی مرد دارآویخته رخ می دهد. این نمودار به ما این سیگنال را می دهد که اگر باید الگوی ریزشی مرد دارآویخته تکمیل شود حتما بسته شدن قیمت ها برخلاف نمودار بالا باید در موقعیت پایین تر و نه بالاتر از الگوی فوق رخ دهد و لذا این نمودار چنین چیزی را نشان نمی دهد.

بررسی الگوی Shooting Star طبق آموزش تحلیل تکنیکال

بر اساس آموزش تحلیل تکنیکال، الگوی ستاره ی رها شده یا Shooting Star نیز مشابه با الگوی قبلی است که بررسی کردیم و شاهد شکل گیری آن در انتهای روند صعودی بوده و سیگنال تغییر روند را در آینده به ما نشان می دهد. برخلاف الگوی قبلی ویژگی های این الگو عبارتند از: سایه ی بلند بالایی، سایه ی کوتاه پایینی و یا نبود آن و بدنه ای که حداکثر به میزان 2/1 سایه ی بالایی است.

رنگ بدنه در این الگو نیز فاقد اهمیت است اما قدرت بیشتر الگوی فوق را برای تغییر روند، می توانیم به کمک بدنه ی نزولی مشاهده کنیم. گاهی اوقات در آموزش تحلیل تکنیکال به این الگو، چکش وارونه یا معکوس هم می گویند. ویژگی های فنی این الگو نیز شامل؛ دو روزه بودن این الگوی شمعی است که روز اول آن شمعی صعودی و روز دوم آن الگوی ستاره ی رها شده می باشد.

آموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال، بررسی الگوی ستاره ی رها شده

تعاریف خاصی که طبق آموزش تحلیل تکنیکال کمک به افزایش اعتبارالگوی ستاره ی رها شده می کنند:

  • باید روند قیمت تا سه روز پیش از تشکیل الگو، صعودی باشد.
  • یک روز قبل از اینکه الگوی شمعی ستاره ی رها شده تشکیل شود، کندل شمعی باید صعودی باشد.
  • ارتفاع سایه ی بالایی باید ارتفاعی معادل 2 برابر بدنه ی شمع داشته باشد.

آموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال، بررسی الگوی ستاره ی رها شده در رابطه با شرکت سرمایه گذاری نیرو

آموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال، الگوی ستاره ی رها شده در رابطه با شرکت زامیاد

طبق آموزش تحلیل تکنیکال، الگوی ستاره ی رها شده، در واقع نوعی از الگوی Opening Marubozu است. در قسمتی که روند صعودی قرار دارد، باز شدن قیمت شروع این الگو با شکافی به سمت بالا است اما برای ادامه، هیچ سایه ی بالایی نمی بینیم. قیمت حرکت خود را در نقطه ی شروع با حرکت به سمت پایین شروع می کند و شاهد تشکیل بدنه ای نسبتا بزرگ هستیم. براساس آموزش تحلیل تکنیکال، در صورتی می توانیم بیان کنیم که سیگنال شروع روند صعودی ارسال شده که سایه و بدنه ی الگوی مذکور، فاصله ی شکاف را پر کند.

آموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال، الگوی ستاره ی رها شده، مدلی از الگوی Opening Marubozu

آموزش تحلیل تکنیکال

آموزش تحلیل تکنیکال، بررسی الگوی ستاره ی رها شده در رابطه با گسترش سرمایه گذاری ایران خودرو

الگو های تغییر روند

سبد خرید شما خالی است.

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

سه سرباز سفید (Three White Soldiers)

الگوی سه سرباز سفید

الگوی سه سرباز سفید الگویی یازگشتی است که در انتهای روند نزولی شکل می‌گیرد.این الگو شامل سه کندل صعودی متوالی است که به صورت پله ­ای به سمت بالا امتداد دارد و تغییر روند از نزولی به صعودی را تأیید می‌کند.

شروط اصلی تشکیل الگوی سه سرباز سفید:

  • هر سه کندل باید صعودی باشند.
  • کندل دوم باید در بدنه کندل اول باز شود همچنین کندل سوم نیز باید در بدنه­ ی کندل دوم باز شود.
  • هر کندل باید بالاتر از بدنه­ ی کندل قبل تر از خود بسته شود.
  • هر سه کندل باید فاقد سایه باشند یا سایه کوچکی داشته باشند.

نحوه تشکیل الگوی سه سرباز سفید (روانشناسی):

پس از یک روند نزولی طولانی، با رسیدن قیمت به حمایت و یا نشت اخبار مثبت، فروشنده­‌ها (خرس ­ها) دیگر تمایلی به عرضه بیشتر ندارند (اصطلاحاً گفته می‌شود قیمت به منطقه اشباع فروش وارد شده است) با جذاب­ تر شدن قیمت‌ها خریداران نیز از این فرصت استفاده کرده و کنترل بازار را دست می‌گیرند و طی روزهای آینده کندل­‌هایی صعودی با که تأیید می‌کنند روند تغییر کرده شکل می‌گیرد.

برای اطمینان از تغییر روند، الگوی سه سرباز سفید نیاز به تأیید دارد. معمولاً از اندیکاتورها و اسیلاتورها برای تأیید این الگو استفاده می‌شود. به عنوان مثال در هنگام تشکیل الگو، اگر اسیلاتور RSI در منطقه اشباع فروش باشد احتمال تغییر روند بسیار بیشتر می‌شود.

نکات مربوط به الگوی سه سرباز سفید:

  • در حالت ایده­ آل، هر کندل در اواسط کندل قبل باز می‌شود و کندل­‌ها اندازه تقریباً یکسانی دارند.
  • هرچقدر طول کندل­‌ها بزرگ­تر باشد اعتبار الگو بیشتر است.
  • این الگو یک الگوی بصری (دیداری) است و برای تشخیص آن نیازی به محاسبات نیست.
  • اگر کندل­‌های دوم و سوم از نوع مارابوزو باشند اعتبار الگو بیشتر است.
  • اگر کندل سوم بدنه ­ای کوچک داشته باشد اعتبار الگو کاهش پیدا می‌­کند.
  • در حال حاضر شرط باز شدن کندل­‌ها در طول بدنه کندل قبل، توسط بسیاری از معامله­ گران رد می‌شود و آن­ها معتقد هستند سه کندل سبز که به صورت صعودی ظاهر می‌شوند و هر کدام در بالاترین سطح بسته می‌شوند، به خوبی احساسات بازار را نشان می‌دهند.

مثال الگوی سه سرباز سفید

آیا میدانید با استفاده از فیلتر الگوهای کندل استیک“ شما قادر خواهید بود الگوی سرباز سه سفید و ده‌ها الگوی دیگر را به راحتی و در کسری از ثانیه در بین صدها سهم پیدا کنید؟

فیلتر الگوهای کندل استیک (شمعی)

فیلتر انگلفینگ پیشرفته

7 thoughts on “ الگوی سه سرباز سفید ”

اخر جمله دوم تغییر روند از صعودی به نزولی نوشتید. در حالیکه از نزولی به صعودی صحیح است.

سلام. روزگار به کام تان.
با تشکر از تذکر به جای شما. اصلاح گردید.

سه سرباز سفید الگوی ادامه دهندست نه بازگشتی

با سلام و عرض ادب.
ببینید تمامی الگوهای بازگشتی صعودی در اواسط روند صعودی هم تشکیل می شوند که در این صورت در این محل به معنی ادامه دار بودن آن روند صعودی هستند. اما این که از آن الگو در همه جا به عنوان الگوی ادامه دهنده یاد کنیم اشتباه ست. به عنوان مثال در مورد الگوی سه سرباز سفید فرض کنید یک روند نزولی داشته باشیم و سپس در انتهای این روند نزولی یک مارابوزو شکل میگرد(در این جا به احتمال قوی این کندل مارابوزو با کندل های قبل تر از خود تشکیل الگوی صعودی دو کندلی یا سه کندلی نیز داده اند) حال اگر دو کندل بعدی نیز مارابوزو باشند الگوی سه سرباز سفید شکل خواهد گرفت. سوالی که در اینجا پیش می آید این است: آیا ما میتوانیم در اینجا الگوی سه سرباز سفید را به عنوان الگوی ادامه دهنده فرض کنیم؟ جواب واضح است، خیر چون روند قبل از سه سرباز سفید یک روند نزولی بود و اگر قرار باشه این الگو را ادامه دهنده فرض کنیم، بعد از این الگو روند باید به نزول خودش ادامه دهد.
بنابراین الگوی سه سرباز سفید اگر در انتهای روند نزولی تشکیل شود به معنی تغییر روند است و اگر در اواسط روند صعودی شکل بگیرد به معنی ادامه دار بودن روند است.

سلام و وقت بخیر , به نظر بنده مورد دوم از شروط تشکیل این الگو اشتباه میباشد , چون امکان باز شدن کندل از داخل بدنه کندل قبل وجود ندارد چون اگر چنین چیزی اتفاق بیوفتد کندل قبل باید از بدنه خود بسته شود که چنین چیزی امکان ندارد

با سلام و عرض وقت بخیر.
خیر دوست عزیز کندل امروز میتواند در داخل بدنه کندل قبل هم باز شود. به عنوان مثال اگر قیمت در مثبت3 بسته شود در روز بعد ممکن است قیمت با مثبت2 باز شود.

با کاربردهای الگوی چکش در تحلیل تکنیکال آشنا شوید

الگوی چکش در تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال یک رویکرد تحلیل قیمت سهام است که به کمک آن روند قیمت دارایی‌ها در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت و بلندمدت پیش‌بینی می‌شود. در همین راستا ابزارهای مختلفی برای تحلیل تکنیکال وجود دارد که الگوی چکش یا Hammer یکی از پرکاربردترین الگوها به شمار می‌رود. الگوی چکش زیرمجموعه کندل‌ استیک ها یا همان الگوهای شمعی است. موضوع اساسی در کندل چکش این است که نوسان قیمت در زمان شروع معاملات تا پایان آن‌ها را نشان می‌دهد. نکات مهمی را می‌توان از تحلیلگری به کمک الگوی چکش در تحلیل تکنیکال استخراج کرد. اما الگوی چکش چیست و چه مشخصات ظاهری دارد؟ شیوه کار کردن با این الگو به چه صورت است؟ چه پیام‌هایی از این الگو برای تحلیلگر قابل استخراج است؟ آیا نقاط ضعفی هم می‌توان برای این الگوی تحلیل تکنیکال برشمرد؟ این‌ها سؤالات مهمی است که در ادامه مقاله به طور مفصل مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرند.

فهرست عناوین مقاله

  • 10.1 تحلیل تکنیکال مقدماتی
  • 10.2 تحلیل تکنیکال پیشرفته

الگوی چکش چیست و چه مشخصات ظاهری دارد؟

نام‌گذاری الگوی Hammer یا چکش کاملاً به واسطه شکل ظاهری کندل‌ها در این الگو است. در حالت کلی کندل‌های چکش از یک بدنه چهارگوش مربعی تشکیل می‌شوند که به یک میله یا دم بلند در پایین متصل هستند. معمولاً طول این دم متصل حدود 2 تا 3 برابر پهنای بدنه چهارگوش است. از این جهت شکل این کند‌ل‌ها کاملاً مشابه چکش هستند.

به کمک این الگو تحلیلگر می‌تواند تشخیص دهد که یک روند نزولی تغییر جهت داده و یک روند صعودی آغاز شده است. معمولاً در نمودار این چکش‌ها با رنگ‌های سبز یا قرمز دیده می‌شوند که در خصوص اهمیت این رنگ‌ها در ادامه بیشتر توضیح داده می‌شود. اما بدنه و دم هر یک نشان‌دهنده چه مفاهیمی هستند؟

بدنه الگوی چکش نشانه تفاوت بین قیمت باز شدن و بسته شدن یک دارایی در طول مدت معامله در بازار است. این در حالی است که اندازه دم نشان‌دهنده تفاوت بین بالاترین و پایین‌ترین قیمت روز یک دارایی است. نکته مهم این است که کندل‌های چکش همواره در روندهای نزولی قیمت دارایی شکل می‌گیرند اما ایجاد آن‌ها همواره به منزله پایان روند نزولی نیست. بلکه باید فاکتورهای دیگری نیز در این زمینه مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان در خصوص پایان روند نزولی و آغاز یک روند رو به رشد تحلیل درستی ارائه کرد.

نگاهی به فلسفه روانشناسی الگوی چکش در تحلیل تکنیکال

نگاهی به فلسفه شکل‌گیری الگوهای مختلف در بازار می‌تواند در ایجاد درک و شناخت صحیح از آنچه در بازار رخ می‌دهد، مؤثر باشد. این نکته درباره ابزارهای تحلیل تکنیکال که بیشتر مبتنی بر آمار و احتمالات هستند، بیشتر صدق می‌کند. الگوی چکش در تحلیل تکنیکال نیز از این موضوع مستثنی نیست؛ بنابراین لازم است کمی درباره فلسفه و مفاهیم مرتبط با این الگو بیشتر بحث و بررسی صورت بگیرد.

الگوی چکش در تحلیل تکنیکال

هر روند نزولی قیمت در یک بازار یک روز به پایان می‌رسد. تلاش برای تشخیص این نقطه پایان از این جهت اهمیت دارد که می‌توان موقعیت مناسبی برای ورود به بازار پیدا کرد. شکل‌گیری کندل چکش نیز به عنوان یک نشانه مهم از پایان روند نزولی بازار نشانه بسیار مثبتی به شمار می‌رود.

تشکیل الگوی چکش نشان‌دهنده آن است که قیمت دارایی وارد محدوده حمایتی شده و به این ترتیب خریداران ابتکار عمل را در بازار از فروشندگان گرفته‌اند. شاید یک مثال بتواند تصویر بهتری از کاربرد این الگو به نمایش بگذارد. تصور کنید که بازار آغاز به کار می‌کند و قیمت یک دارایی روند نزولی به خود می‌گیرد.

اما پس از مدتی خریداران به یکباره وارد بازار شده و با خرید سنگین به یکباره روند کاهشی قیمت را به روند افزایشی تغییر می‌دهند. حتی گاهی اوقات قدرت خریداران به حدی زیاد است که قیمت پایانی پس از یک افت شدید مجدداً اوج گرفته و به نزدیکی قیمت بازگشایی می‌رسد.

چه نشانه‌هایی اعتبار الگوی چکش را افزایش می‌دهد؟

در تحلیل تکنیکال باید به دنبال راه‌هایی برای بررسی میزان اعتبار نتایج به دست آمده بود. الگوی چکش زمانی از اعتبار بالایی برخوردار است که چند نشانه به وقوع بپیوندد که عبارت‌اند از:

  1. انتهای دم الگو نشان‌دهنده محدوده حمایتی قیمت دارایی است. توجه به این نکته ضروری است که هرچه طول این دم بالاتر باشد، بدون شک اعتبار این الگو بیشتر خواهد بود.
  2. یکی دیگر از نشانه‌هایی که موجب افزایش اعتبار الگوی چکش است، شکل‌گیری 3 کندل نزولی پیش از چکش است. منظور از کندل نزولی، آن است که سطح قیمتی کندل پایین‌تر از کندل قبلی خود باشد.
  3. مهر تأیید بر کندل چکش زمانی می‌خورد که کندل‌های بعد از آن کاملاً حالت صعودی به خود بگیرند.

با وجود سه نکته‌ای که در بالا اشاره شد، نمی‌توان با الگوی چکش به تنهایی برای خرید و فروش سهام استفاده کرد و باید به کمک سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال نسبت به صحت و اعتبار نتایج اعتماد بیشتری حاصل نمود.

انواع کندل چکش به چند دسته تقسیم می‌شود؟

تا اینجا بررسی شد که الگوی چکش چیست. در ادامه لازم است تا نسبت به بررسی انواع کندل چکش در تحلیل تکنیکال بحث و بررسی صورت بگیرد. همان‌طور که اشاره شد این کند‌ها به دو صورت سبزرنگ و قرمزرنگ در نمودارها ظاهر می‌شوند. دسته‌بندی کندل‌های چکش نیز بر همین مبنی به دو دسته صعودی و نزولی انجام می‌شود که عبارت‌اند از:‌

1- کندل چکش صعودی

الگوی چکش صعودی

کندل صعودی نشان‌دهنده آن است که قیمت یک سهم در پایان معاملات بالاتر از قیمت آن در هنگام بازگشایی در همان روز بوده است. کندل‌های صعودی در نمودار به رنگ سبز مشخص می‌شوند. از نظر مفهومی، کندل چکش در روند صعودی نشان‌دهنده آن است که خریداران به حدی قدرتمند بودند که نه‌تنها ابتکار عمل را از دست فروشندگان خارج کرده‌اند، بلکه با خرید بسیار سنگین قیمت سهام را بالاتر از زمان بازگشایی آن در ابتدایی روز رسانده‌اند.

2- کندل چکش نزولی

الگوی چکش نزولی

کندل چکش قرمز رنگ در نمودار به نام کندل چکش نزولی شناخته می‌شود که نشان‌دهنده آن است که با وجود تضعیف فروشندگان، باز هم قیمت سهام پایین‌تر از قیمت آن در زمان بازگشایی بسته شده است. در عمل وقتی الگوی چکش نزولی رخ می‌دهد، نشان‌دهنده آن است که با وجود آنکه خریداران موفق شده‌اند روند نزولی را به صعودی تغییر دهند، اما هنوز آن‌قدر خرید صورت نگرفته است که قیمت پایانی سهام به بالاتر از زمان بازگشایی آن در ابتدای روز برسد.

ایجاد الگوی چکش نزولی در یک روند صعودی در بازار نشانه چیست؟

گاهی اوقات ممکن است در جریان یک روند صعودی قیمت در بازار، به یکباره کندل چکش نزولی شکل بگیرد. این کندل نشان‌دهنده قدرت فروشندگان در مسیر صعودی است. در واقع فروشندگان موفق شده‌اند فشار عرضه را افزایش داده و در نتیجه قیمت سهام را به پایین‌تر از قیمت بازگشایی آن برسانند. اما مجدداً خریداران با خرید‌های خود مانع از افت قیمت شدید سهام شده‌اند.

به هر ترتیب هر زمان کندل چکش در انتهای روند صعودی شکل گرفت، می‌تواند به عنوان نشانه‌ای برای قدرتمند بودن فروشندگان تلقی شود. به این ترتیب ممکن است در آینده نزدیک روند صعودی متوقف شود و فروشندگان ابتکار عمل را در بازار به دست بگیرند.

آموزش استفاده از الگوی چکش در تحلیل تکنیکال

آنچه تا اینجا در مطالعه این مقاله روشن شد، این است که الگوی چکش در تحلیل تکنیکال، یک الگوی امیدوارکننده و به نوعی نشانه رشد بازار است که در انتهای یک روند نزولی به وجود می‌آید. البته یک معامله‌گر حرفه‌ای با مشاهده این الگو در نمودار قیمت دارایی بلافاصله اقدام به خرید نمی‌کند؛ بلکه آن را به عنوان نشانه‌ای برای بررسی سایر عوامل مؤثر قلمداد می‌کند.

به عنوان مثال می‌توان با بررسی اندیکاتور rsi مشخص نمود که آیا سهم در منطقه اشباع فروش قرار دارد یا خیر. اگر این اندیکاتور عدد کمتر از 30 را به نمایش گذاشت، اعتبار کندل چکش افزایش پیدا می‌کند.

نکته مهم دیگر آن است که شاید الگوی چکش نشانه آغاز یک روند صعودی باشد، اما به هیچ عنوان مشخص نمی‌کند که این افزایش قیمت تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؛ بنابراین اینجا اهمیت استفاده از سایر ابزارهای تحلیل تکنیکال برای رسیدن به یک دید جامع در خرید سهام بسیار مؤثر و مهم است.

آیا استفاده از الگوی چکش محدودیت دارد؟

الگوی چکش در تحلیل به روش پرایس اکشن بسیار کاربردی هستند و نقش مهمی در رسیدن به نتایج مثبت از این شیوه تحلیل تکنیکال دارند. اما دو نکته مهم در خصوص این الگو وجود دارد که می‌توان به عنوان محدودیت‌های پیرامون کندل چکش مطرح نمود. این محدودیت‌ها عبارت‌اند از:

  1. شاید تصمیم‌گیری مبتنی بر کندل چکش کار چندان منطقی نباشد؛ چرا که به تنهایی نشان‌دهنده تغییر روند قیمت سهام از نزولی به صعودی نیست و باید فاکتورهای متعدد دیگری نیز در کنار آن مورد ارزیابی قرار بگیرد.
  2. به هیچ عنوان هدف قیمتی توسط کندل‌های چکش تعیین نمی‌شود. در واقع معامله‌گر نمی‌تواند به کمک این کند‌ل‌ها متوجه شود که روند صعودی تا چه زمانی ادامه پیدا می‌کند و برای تعیین حد ضرر یا سود باید از ابزارهای دیگر استفاده کند.

منظور از الگوی چکش وارونه چیست؟

از نظر مفهوم و عملکرد تفاوتی بین کندل چکش و چکش وارونه وجود ندارد و هر دو آن‌ها نشان‌دهنده یک الگوی بازگشت صعودی هستند که در انتهای یک روند نزولی شکل می‌گیرد.

الگوی چکش وارونه

اما از نظر شکل ظاهری الگوی چکش وارونه یا الگوی چکش تفاوت دارد. در کندل چکش، بدنه در بالا تشکیل شده و یک دم در پایین آن شکل می‌گیرد. در حالی که در کندل چکش وارونه، بدنه در پایین تشکیل می‌شود و به جای دم یک شاخ در بالای آن وجود دارد که طول آن 2 تا 3 برابر بدنه است. البته گاهی اوقات ممکن است یک دم خیلی کوچک نیز وجود داشته باشد که کاملاً قابل اغماض است و می‌توان آن را نادیده الگو های تغییر روند گرفت. تقریباً تمام آنچه در خصوص کندل چکش اشاره شد، درباره کندل چکش وارونه نیز عیناً صادق است.

سؤالات متداول

آیا کندل چکش وارونه در روند‌های صعودی نیز ایجاد می‌شود؟

خیر؛ الگوی چکش وارونه برخلاف کندل چکش صرفاً در روندهای نزولی ایجاد می‌شود.

آیا می‌توان کندل چکش را به عنوان مبنای تصمیم‌گیری برای خرید سهام قرار داد؟

خیر؛ این الگو به هیچ عنوان به تنهایی نشانه تغییر روند در قیمت سهام نیست و باید سایر ابزارهای تحلیلی را نیز در کنار آن مورد استفاده قرار داد.

کلام پایانی

در این مقاله بررسی شد که الگوی چکش چیست و چه کاربردی در تحلیل تکنیکال دارد. در مجموع تحلیل تکنیکال ابزارهای مختلفی را در اختیار تحلیلگران قرار می‌دهد تا به کمک آن بتوانند سود خود در معامله‌ها را افزایش داده و زیاد خود را به حداقل برسانند. دو دوره آموزشی تحلیل تکنیکال مقدماتی و پیشرفته در کلینیک سرمایه در اختیار شما قرار دارد که به کمک آن می‌توانید از صفر تا صد هر آنچه برای تحلیل تکنیکال به آن نیاز دارید را بیاموزید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.